امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 14 سال و 27 روز سن داره

امیر حسین مرد کوچک ما

نوروز 93

1393/1/17 14:40
نویسنده : مامان
159 بازدید
اشتراک گذاری

عشق مامان امسال دومین سالی بود که کنارمون سر سفره هفت سین نشستی و من و بابا برای بودنت سجده شکر به جا اوردیم ، ولی امسال تو خونه خودمون نبودیم 29 اسفند ساعت 1 شب به سمت شمال حرکت کردیم و سال جدید رو در نوشهر شروع کردیم .

سفر اول : نوشهر

29 اسفند ساعت 5/4 صبح رسیدیم نوشهر که کل راه رو شما خواب بودی . صبح سه تایی رفتیم بازار و وسایل سفره هفت سین رو خریدیم  چون تا ساعت 20/20 دقیقه که لحظه تحویل سال بود زمان زیادی نداشتیم. با خورن یک اکبر جوجه مشتی برگشتیم ویلا و بعد از چیدن سفره جاتون خالی تا یک ربع مونده بود به لحظه تحویل سال سه تایی خواب بودیم.

مامانی

روز اول و دوم عید هم به رفتن کنار ساحل و جنگل گذشت،

مامانی

مامانی

مامانی

روز سوم عید به سمت تهران حرکت کردیم تو مسیر برگشت عکس های خوشگلی تو برف گرفتیم و نهار رو تو رستوران ارکیده خوردیم و کلی هم تو استخر توپ رستوران بازی کردی.خلاصه که بهمون خیلی خوش گذشت.

مامانی

مامانی

مامانی

دومین سفر : اطراف اصفهان ( نطنز)

پنجشنبه 7/1/93 به سمت نطنز حرکت کردیم ، نزدیکای ظهر بود که رسیدیم خونه بابایی . سیزده بدر هم تو باغ بابایی بودیم که خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصا به شما چون کل این مدت رو توی باغ با دانیال ( پسر خالت البته به قول خودت دادا )بازی میکردی و مهمترین سرگرمیت خاک بازی با بیل کوچولویی بود که بابایی برات تدارک دیده بود.

مامانی

مامانی

مامانی

اینم بوس سیزده بدری!

مامانی

برای دیدن بقیه عکسهای پسرمون بیاید به ادامه مطلب. 

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

مامانی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

فاطمه
18 فروردین 93 13:43
واقعا خسته نباشی مامان مریم بعد یه قرن بالاخره مطلب گذاشتی سلام خاله فاطمه جونم اتفاقا به خاله نجمه گفتم که ایران نبودیم به همین دلیل مامانم نتونست وبلاگمو زود بروز کنه شرمنده
نجمه
20 فروردین 93 11:37
ایشالا همیشه به سفر باشید ایشالا امیرحسین ما همیشه شاد و سرحال باشه ایشالا 120 ساله شه عیدتون مبارک باشه اینم بوس بعد از سیزده بدری من به امیرحسین مرسی خاله نجمه ایشالا دفعه بعد با هم بریم بهمون بیشتر خوش بگذره عمو امین رو از طرف من صد تا ماچش کن.
هستی
26 فروردین 93 12:59
خدا حفظش کنه این شازده پسر عزیز..ماااچ مرسی خاله جون که به وبلاگم سرزدی
مهرک
29 فروردین 93 14:32
امیر سوسیس داری از سایز کوکتل خارج میشی و کم کم فرانکفورتر میشی. چه خبره به کجا چنین شتابان. سلام عمو علی از بس که دیر به دیر میاین پیشم دلم براتون یه ذرهههههههههههههه شده
مامان اتنا
7 خرداد 93 3:42
عزیییییز دلم ، چقدر اون عکسش که بیلچه کوچولو دستشه با نمکه. ایشالا همیشه به گردش و خوش گذرونی. راستی امیرحسین جونم بوست خیلی خوشمزه است هااااا. مرسی خاله جونم ، من 2 هفته مسافرت بودم سرم شلوغ بود وقت نشد نظرات رو ببینم شرمنده انشاالله با آتنا جونم بریم سفر